solo
Adjektiv۱. تک، تنها؛ بدون همراه، به تنهایی
Beispiele:Wendungen:
تک نوازی/ تک خوانی کردن
solo spielen/ singen Mus.
این دفعه تنها هستم/ بدون همراه آمده ام
ich bin diesmal solo
۱. تک، تنها؛ بدون همراه، به تنهایی
تک نوازی/ تک خوانی کردن
solo spielen/ singen Mus.
این دفعه تنها هستم/ بدون همراه آمده ام
ich bin diesmal solo