schwarzsehen
intransitiv۱. چشمِ کسی زیاد آب نخوردن، زیاد خوشبین نبودن؛ [به طورِ عام:] آیۀ یأس بودن، بد بین بودن
pessimistisch sein
Beispiele:Wendungen:
چشمم زیاد آب نمی خورد که موفق شود / در امتحان قبول شود
ich sehe schwarz für ihn/ für sein Examen
چشمم از این کار آب نمی خورد، در این مورد زیاد خوشبین نیستم
da sehe ich aber schwarzsehen