schwanen
schwaches Verb۱. پیش آگاهی داشتن
[hat]
Beispiele:
دلم شور می زند، به دلم برات شده که اتفاقِ نا جوری می افتد
mir schwant nichts Gutes
به دلم برات شده که ...، دلم گواهی می دهد که ...
mir schwant, dass ...; es schwant mir, dass ...
۱. پیش آگاهی داشتن
[hat]
دلم شور می زند، به دلم برات شده که اتفاقِ نا جوری می افتد
mir schwant nichts Gutes
به دلم برات شده که ...، دلم گواهی می دهد که ...
mir schwant, dass ...; es schwant mir, dass ...