schlenkern
transitiv/intransitiv۱. تاب دادن، به این طرف و آن طرف تکان دادن؛ تکان تکان دادن؛ (در هوا) گرداندن، چرخاندن
Beispiele:
دستهای خود را تکان تکان دادن
die Arme/ mit den Armen schlenkern
۱. تاب دادن، به این طرف و آن طرف تکان دادن؛ تکان تکان دادن؛ (در هوا) گرداندن، چرخاندن
دستهای خود را تکان تکان دادن
die Arme/ mit den Armen schlenkern