wort dictionary

schlauchen

schwaches Verb

۱. خسته و کوفته کردن، نا/ رمق نگذاشتن برای، نا/ رمق (کسی را) گرفتن، از کمر انداختن

[hat]

Beispiele:

این کار نا/ رمق برای آدم نمی گذارد

auch itr.: das schlaucht ganz schön