scharen
schwaches Verb۱. جمع شدن (به دور)، گرد آمدن (پیرامون)؛ اجتماع/ تجمع کردن (به دور)
sich scharen (um)
Beispiele:
گروهی تشکیل دادن، به صورت گروهی در آمدن
sich zu einer Gruppe scharen
۲. به دور خود جمع کردن، به دور خود گرد/ جمع آوردن
[hat]; tr.; um sich scharen