schachern
schwaches Verb۱. چانه زدن (سر)؛ [خصوصاً مج:] چک و چانه زدن (سر)؛ [نیز:] بده بستان کردن
[hat]; + um
Beispiele:
با کسی بر سر چیزی چانه زدن
mit jdm. um etwas schachern
۱. چانه زدن (سر)؛ [خصوصاً مج:] چک و چانه زدن (سر)؛ [نیز:] بده بستان کردن
[hat]; + um
با کسی بر سر چیزی چانه زدن
mit jdm. um etwas schachern