rekeln
schwaches Verb۱. دست و پای خود را کشیدن [مثلاً برای رفع] خستگی؛ خود را پهن کردن، لم دادن، لمیدن
sich rekeln
Beispiele:
در آفتاب لم دادن
sich in der Sonne rekeln
۱. دست و پای خود را کشیدن [مثلاً برای رفع] خستگی؛ خود را پهن کردن، لم دادن، لمیدن
sich rekeln
در آفتاب لم دادن
sich in der Sonne rekeln