wort dictionary

rammen

schwaches Verb

۱. (کوبیدن چوب یا میله به زمین)، فرو کردن، فرو بردن؛ کردن توی [عا]

[hat]; rammen in Akk.

۲. زدن به [پهلوی وسیله ی نقلیه ای]، (از پهلو با شدت) اصابت کردن، کوبیدن به

[hat]; Auto, Schiff

۳. شمعکوبی کردن

[hat]; [Bauingenieurwesen]