piepen
schwaches Verb۱. جیک جیک کردن [پرنده]؛ جیغ زدن [موش]
[hat]
عبارات کاربردی:
خیلی مضحک بود، از خنده روده بر می شدی
es war zum Piepen! (ugs.)
لابد زده به سرت!، لابد عقلت کم شده!، مثل اینکه مخت معیوبه!
bei dir piept's wohl! (ugs.)
۱. جیک جیک کردن [پرنده]؛ جیغ زدن [موش]
[hat]
خیلی مضحک بود، از خنده روده بر می شدی
es war zum Piepen! (ugs.)
لابد زده به سرت!، لابد عقلت کم شده!، مثل اینکه مخت معیوبه!
bei dir piept's wohl! (ugs.)