wort dictionary

nun

temporal

۱. حالا، اکنون؛ (حالا) دیگر

jetzt

Beispiele:

(حالا) دیگر می توانم با خیال راحت بخوابم

nun kann ich ruhig schlafen

از این به بعد، از حالا به بعد، من بعد، از این پس؛ از آن وقت به بعد

von nun an

حالا چه (باید کرد)؟ حالا (تکلیف چیست)؟

was nun? und nun?

تازه حالا، حالا (تازه)، تازه در اینجا بود که، تازه در این وقت بود که

nun erst [gestand er seine Tat]

۲. خُب، خوب؛ دیگر؛ حالا

(also; eben)

Beispiele:

خب چه شد؟ [نیز:] خب چطوری/ اوضاع از چه قرار است؟

nun? (was ist damit?; wie geht's?)

خب تعریف کن دیگر!

nun, erzähl doch!

دیگر همین است که هست، خب کاریش نمی شود کرد

das ist nun (ein)mal nicht anders

حالا چه بیاید چه نیاید، حالا می خواهد بیاید یا نیاید

er mag nun kommen oder nicht

نکند می خواهی بگویی فراموشش کرده ای؟

nun sag bloß, du hättest es vergessen

خیلی خب، باشه!، موافقم!

nun gut!