näher
Adjektiv۱. نزدیک تر، نسبتاً نزدیک؛ جلوتر
(Komparativ zu: nah)
این راه نزدیکتر است
dieser Weg ist näher
بفرمایید (جلوتر)؛ بیایید نزدیک تر
treten Sie näher!
لحظه به لحظه نزدیکتر شدن، نزدیک و نزدیک تر شدن
immer näher rücken (auch zeitlich)
بستگان (نسبتاً) نزدیک
die nähere Verwandtschaft
در همان دور و بر
in der näheren Umgebung
نزدیک تر بودن
näher stehen
۲. بیشتر، دقیق تر
genauer
اطلاعات بیشتر/ دقیق تر
nähere Auskünfte
جزئیات بیشتر
nähere Einzelheiten
در بررسی دقیق تر، دقیق تر که نگاه کنیم
bei näherer Betrachtung
بیشتر پرداختن به، بیشتر وارد جزئیات شدن
sich näher befassen mit
چیزی را دقیق تر توضیح دادن، درباره ی چیزی شرح بیشتری دادن
etwas näher beschreiben
باید بیشتر/ از نزدیک با او آشنا شوی
du musst ihn näher kennen lernen
او را از نزدیک میشناسید؟ تا چه حد او را میشناسید؟
kennen Sie ihn näher?
از نزدیک با کسی آشنا بودن
jdn. näher kommen
از نزدیک با کسی آشنا شدن
jdn. näher kennen lernen
آشنا کردن، نزدیک کردن
näher bringen
این جریان ما را به هم نزدیک تر کرد
das brachte uns einander näher
نزدیک تر شدن، بیشتر آشنا شدن، صمیمی شدن
näher kommen
بدیهی تر بودن، معقول تر بودن
näher liegen
۳. اطلاعات بیشتر/ دقیق تر؛ جزئیات(ـِ امر)
Näheres
به محض اینکه اطلاعات بیشتری به دستم رسید ...
sobald ich Näheres erfahre ...
بیش از این چیزی به من نگفت، جزئیات امر را در اختیارم نگذاشت
Näheres hat er mir nicht mitgeteilt
او اجازه نداشت جزئیات را بگوید (اطلاعات بیشتری بدهد)
er durfte nichts Näheres sagen