wort dictionary

nachtragen

starkes Verb

۱. بعداً برای کسی بردن؛ (چیزی را) به دنبال کسی بردن/ حمل کردن

[hat]; jdm. etwas nachtragen (nachträglich bringen; hinterhertragen)

۲. (کینه ی) کاری را از کسی به دل گرفتن، کار کسی را فراموش نکردن/ (به کسی)‌ نبخشیدن

[hat]; jdm. etwas nachtragen

Beispiele:

آدم بدکینه ای/ کینه جویی/ کینه توزی نیست، او هیچ چیز از کسی به دل نمی گیرد (در دلش نمی ماند)

er trägt einem nichts nach

۳. تکمیل کردن؛ (بعداً) اضافه کردن، افزودن؛ بعداً وارد کردن، بعداً نوشتن، کامل کردن

[hat]; schriftlich

Beispiele:

به آن مقاله چند مقاله ی دیگر هم اضافه کردم

ich habe in dem Artikel noch einige Beispiele nachgetragen