munkeln
schwaches Verb۱. [پشت سر کسی] حرف زدن، پنهانی حرف زدن، شایعه کردن، پچ پچ کردن [عا]؛ گفتن
[hat]
Beispiele:
مردم خیلی چیزها می گویند
man munkelt so allerlei
شایعه است که ...، می گویند که ...
man munkelt, dass ...
پشت سر کسی حرف زدن
über jdn. munkeln