wort dictionary

mitsprechen

starkes Verb

۱. به همراه دیگران گفتن/ بر زبان آوردن/ ادا کردن [و غیره]، با هم گفتن

[hat]; tr. (Gebet usw.)

Beispiele:

همه با هم/ به اتفاق سوگند یاد کردند

alle sprachen den Eid mit

۲. اظهار نظر کردن؛ در تصمیم گیری ها شرکت داشتن

[hat]; itr. (mitreden; mitbestimmen)

۳. در میان/ در کار بودن؛ نیز نقش/ اثر داشتن

[hat]; itr. (Grund usw.)