mitspielen
schwaches Verb۱. [با دیگران] بازی کردن، با هم بازی کردن، هم بازی شدن
[hat]
مرا هم بازی بدهید، بگذارید من هم بازی کنم
lasst micht mitspielen!
۲. بازی کردن، جزو بازیکنان بودن
[hat]
۳. بازی کردن، جزو بازیگران/ هنرپیشه ها بودن
[hat]
۴. شرکت کردن در؛ موافقت کردن با؛ همکاری کردن
[hat]; mitspielen mit (etwas unterstützen)
مرا دیگر قلم بگیرید، دور من یکی را خط/ خیط بکشید [عا]
ich spiele nicht mehr mit
۵. از جمله عوامل (چیزی) بودن، نیز نقش/ تأثیر داشتن (در)؛ در کار بودن (در)
[hat]; mitspielen bei (mit verursachen)
هوای بد هم در این میان نقش داشته است
dabei hat auch das schlechte Wetter mitgespielt
استعفای او چندین علت داشت/ معلول عوامل مختلفی بود
es spielten mehrere Gründe bei seinem Rücktritt mit
۶. بد بلایی به سر کسی آوردن؛ بد جوری با کسی رفتار کردن/ تا کردن [عا]
[hat]; jdm. über mitspielen u.Ä.