wort dictionary
FADE

mehr

Indefinitpronomen

۱. بیشتر، بیش، بیش از این، بیشتر از این، متجاوز از؛ دیگر؛ باز

Adj. Adv.

مثال‌ ها:

با دقت بیشتر

mit mehr Sorgfalt

ما پول بیشتری لازم داریم/ بیش از این پول لازم داریم

wir brauchen mehr Geld

بیش از/ متجاوز از نیمی از آن، بیشتر از نصف آن

mehr als die Hälfte

این هم دلیل دیگری برای آنکه از این کار دست برداریم

ein Grund mehr aufzuhören

دیگر/ باز چه می خواهد؟

was will er mehr

باز هم میوه دارم

wir haben noch mehr Obst

بیشتر احتیاط کردن، احتیاط بیشتری کردن

mehr aufpassen

او از من بیشتر/ بیشتر از من/ بیش از من سیگار می کشد

er raucht mehr als ich

امروز بیشتر از معمول سیگار کشیده ام

heute habe ich mehr als sonst geraucht

هنوز هم (بیشتر) می خواهی؟

möchtest du noch mehr?

۲. بیشتر

eher

مثال‌ ها:

مردی است بیشتر اهل عمل

er ist mehr ein praktischer Mensch

بیشتر تمایل به چپ است تا به راست

sie steht mehr links als rechts

بیشتر از روی ترحم تا از سر محبت

mehr aus Mitleid denn aus Liebe

۳. دیگر، دیگه

mehr Negation

مثال‌ ها:

دیگر دوستش ندارد

sie liebt ihn nicht mehr

دیگر وقت ندارم

ich habe keine Zeit mehr

تو که دیگه بچه نیستی!

du bist doch kein Kind mehr!

دیگه هیچ وقت

nie mehr

او دیگه نمیاد

er kommt nicht mehr

۴.

عبارات کاربردی:

هر که بامش بیش (تر) برفش بیش (تر)

je mehr Geld, desto mehr Sorgen

هر چه بیشتر بهتر

je mehr, desto besser

هر چه بیشتر کناره بگیرد بیشتر رنج می برد

je mehr er sich isoliert, desto mehr leidet er

این کار بی فکری محض است/ از حد بی فکری هم می گذرد

das ist mehr als gedankenlos

به خصوص (به این دلیل) که، مخصوصاً به خاطر این که ...

um so mehr, als ...

دم به دم، لحظه به لحظه، روز به روز؛ هی [عا]، مرتبا، همین طور بیشتر، بیشتر و بیشتر

mehr und mehr; immer mehr

کم و بیش، کمابیش، تا حدودی، کمتر یا بیشتر

mehr oder weniger/ minder