wort dictionary

mancherlei

۱. گوناگون، متعدد، مختلف، جورواجور (توصیه هایی؛ [نیز:] توصیه های بسیاری؛ توصیه های گوناگونی/ مختلفی؛ همه جور توصیه، انواع و اقسام توصیه)

(mancherlei Ratschläge usw.)

۲. گوناگون، متعدد، مختلف، جورواجور (چیزهایی؛ [نیز:] چیزهای زیادی؛ چیزهای گوناگونی/ مختلفی؛‌ انواع و اقسام چیز)

subst

Beispiele:

در این مدت چیزهایی/ مطالب گوناگونی یاد گرفته است

er hat in dieser Zeit mancherlei gelernt

هنوز کارهایی/ کارهای مختلفی/ خیلی کار دارم که انجام بدهم

ich habe noch mancherlei zu tun