man
Indefinitpronomen۱. آدم، انسان؛ هر کسی؛ [در نفی:] کسی، هیچ کس؛ مردم؛ ما؛ تو
jedermann
آدم/ هر کسی به همه چیز عادت می کند، به همه چیز عادت می توان کرد
man gewöhnt sich an alles
این کلمه چطور تلفظ می شود؟ این کلمه را چطور تلفظ می کنند؟
wie sprucht man dieses Wort aus?
چنین چیزی را کسی/ آدم نمی تواند ثابت کند، چنین چیزی اثبات پذیر/ ثابت شدنی نیست
so etwas kann man nicht beweisen
همه ی این ها را خیلی ساده تر هم می شد گفت/ آدم می توانست خیلی ساده تر هم بگوید
das alles könnte man auch wiel einfacher sagen
این روزها (مردم) در این مورد طور دیگری فکر می کنند
man denkt heute anders darüber
کسی چه می داند، هیچ کس نمی داند، خدا را چه دیدی [عا]
man weiß nie; man kann nie wissen
باید عمل کرد
man muss handeln
وقتی که در نظر بگیریم که...
wenn man bedenkt...
این همه زحمت می کشی/ آدم این همه زحمت می کشد و آن وقت...
da gibt man sich die größte Mühe und ...
غذای آنجا عالی است، آنجا غذای بسیار خوبی دارند
dort isst man ausgezeichnet
این شراب سردرد می آورد، از این شراب سردرد می گیرد
von dem Wein bekommt man Kopfschmerzen
آدم اینجا مریض می شود
man wird hier krank
از اینجا می شود قصر را دید
von hier kann man das Schloss sehen
این حرف را نمی زنند! (حرف خوبی نیست)
das sagt man nicht!
این رنگ دیگر امروزی (مدرن) نیست
die Farbe trägt man nicht mehr
این را به ایتالیایی چه می گویند؟
wie sagt man dazu auf Italienisch?
۲. کسی، یکی [عا]؛ مردم
irgendjemand; andere Leute
در می زنند، کسی در می زند
man klopft
مرا به اتاقی بردند
man führte mich in ein Zimmer
به من گفته اند...، شنیده ام...، کسی به من گفته است...
man hat mir gesagt...
(مردم) می گویند، گفته می شود؛ آورده اند...
man sagt...
۳.
اغفال نشوید، مبادا اشتباه کنید
man lasse sich nicht täuschen
به... مراجعه نمایید/ کنید
man wende sich an ... u.Ä.
(برای دستور غذایی:) دو عدد تخم مرغ بردارید/ بر می داریم...
man nehme zwei Eier... (in Kochrezepten)