lockermachen
schwaches Verb۱. سلفیدن، اخ کردن، دادن، دست به جیب بردن (برای کسی یا چیزی پول دادن)
[hat]; hergeben; ugs.
۲. از کسی پول تلکه کردن، از کسی (برای کسی یا چیزی) پول گرفتن
[hat]; bei jdm. Geld lockermachen; ugs.
۱. سلفیدن، اخ کردن، دادن، دست به جیب بردن (برای کسی یا چیزی پول دادن)
[hat]; hergeben; ugs.
۲. از کسی پول تلکه کردن، از کسی (برای کسی یا چیزی) پول گرفتن
[hat]; bei jdm. Geld lockermachen; ugs.