lauter
Adjektiv۱. فقط (و فقط)، چیزی (نیست) جز؛ سراپا، همه اش
(nicht als, nur)
Beispiele:
این ها سراپا دروغ است، این ها همه اش دروغ محض است
das sind lauter Lügen
همه اش مزخرف می گفت، جز پرت و پلا چیزی نمی گفت
er redete lauter dummes Zeug
۲. از فرط، از شدت؛ از بس که ...
vor lauter ...; aus lauter ...
Beispiele:
از فرط/ شدت ترس، از بس که می ترسید/ ترسیده بود
vor lauter Angst
از فرط راحت طلبی، از بس که آدم راحت طلبی است
aus lauter Bequemlichkeit
از فرط هیجان
vor lauter Aufregung
Grammatik
| POSITIV | lauter |
| KOMPARATIV | lauterer / lautrer |
| SUPERLATIV | am lautersten |