wort dictionary

länger

Adjektiv

۱.

(=> lang)

۲. بیشتر، بیش؛ دیگر، بیش از این، بیشتر از این؛ طولانی تر

zeitlich

Beispiele:

بیشتر ماندن/ طول کشیدن

länger bleiben/ dauern

اکنون بیش از یک سال از آن زمان می گذرد

es ist länger als ein Jahr her

هر چه بیشتر بهتر

je länger je lieber

دیگر/ بیش از این نمی توانم صبر کنم

ich kann nicht länger warten

نمی خواهم بیشتر از این مزاحم شما بشوم (نمی خواهم بیشتر از این شما را معطل کنم)

ich will Sie nicht länger aufhalten

۳. نسبتا طولانی/ دراز؛ مدت نسبتا زیادی/ درازی/ طولانی ای

(ziemlich lange)

Beispiele:

سفری نسبتا طولانی

eine längere Reise

مدت زیادی در خارج از کشور کار کرده اید؟

haben Sie länger im Ausland gearbeitet?

خیلی وقت است که ازدواج کرده است

sie ist schon längere Zeit verheiratet

Wendungen:

چندی است که، مدت نسبتا زیادی است که، از چندی پیش، از مدت ها قبل (تا حالا)

seit längerem; seit längerer Zeit

۴. بلندتر