lädieren
schwaches Verb۱. آسیب زدن، صدمه زدن به، معیوب/ ناقص کردن؛ [شخص:] مجروح/ زخمی کردن؛ [مج:] لطمه زدن به
[hat]
Beispiele:
صدمه دیدن، معیوب/ ناقص شدن؛ مجروح/ زخمی شدن؛ لطمه دیدن
lädiert werden
۱. آسیب زدن، صدمه زدن به، معیوب/ ناقص کردن؛ [شخص:] مجروح/ زخمی کردن؛ [مج:] لطمه زدن به
[hat]
صدمه دیدن، معیوب/ ناقص شدن؛ مجروح/ زخمی شدن؛ لطمه دیدن
lädiert werden