wort dictionary
FADE

kuschen

schwaches Verb

۱. دراز کشیدن، آرام نشستن (سگ)

[hat]; Hund

۲. فرمان بردن (از)، اطاعت کردن؛ صدای کسی درنیامدن (در برابر)، جیک نزدن (جلوی) [عا]، مطیعانه سکوت کردن

[hat]; + vor Dat.

مثال‌ ها:

در مقابل کسی مطیعانه سکوت کردن؛ از کسی فرمان بردن

vor jdm. kuschen