kurzum
۱. خلاصه (اینکه)، خلاصه ی کلام، لب مطلب، دردسرتان ندهم [عا]، سرتان را درد نیاورم [عا]، سخن کوتاه
Beispiele:
(سخن کوتاه کنم) خلاصه ی مطلب او موفق نشده است
... also kurzum, er hat es nicht geschafft
۱. خلاصه (اینکه)، خلاصه ی کلام، لب مطلب، دردسرتان ندهم [عا]، سرتان را درد نیاورم [عا]، سخن کوتاه
(سخن کوتاه کنم) خلاصه ی مطلب او موفق نشده است
... also kurzum, er hat es nicht geschafft