wort dictionary

koppeln

schwaches Verb

۱. (با بند) به هم بستن

[hat]; Tiere

۲. (به هم) وصل/ متصل کردن، (به هم) اتصال دادن؛ جفت کردن

[hat]; (Fahrzeuge, Geräte usw.)

Beispiele:

تلفن به دستگاه فاکس متصل است

das Telefon ist mit dem Faxgerät gekoppelt

۳. توام/ همراه کردن

[hat]; Sachen

Wendungen:

با چیزی در ارتباط بودن؛ با عملی همزمان انجام شدن

mit etwas gekoppelt sein