jubilieren
schwaches Verb۱. شادمانی کردن (از اینکه)، ذوق کردن؛ شادکام/ سرمست بودن (از اینکه)؛ [پرنده:] چهچه زدن؛ [نیز:] سالگرد چیزی را جشن گرفتن
[hat]; + über Akk.
Beispiele:
از اتفاقی (از شکست کسی) فریاد شادمانی کشیدن
über etwas jubilieren
۱. شادمانی کردن (از اینکه)، ذوق کردن؛ شادکام/ سرمست بودن (از اینکه)؛ [پرنده:] چهچه زدن؛ [نیز:] سالگرد چیزی را جشن گرفتن
[hat]; + über Akk.
از اتفاقی (از شکست کسی) فریاد شادمانی کشیدن
über etwas jubilieren