wort dictionary

jed(er, e, -es)

Indefinitpronomen

۱. هر؛ هر یک از

attr.

Beispiele:

در هر شهر(ی)، در هر یک از شهرها

in jeder Stadt

در هر هوایی

bei jedem Wetter

هر یک از خانه ها، یک یک خانه ها، تمام خانه ها یک به یک

jedes einzelne Haus

هر هفته (هر روز) (هر سال)

jede Woche (jeden Tag) (jedes Jahr)

هر روز صبح

jeden Morgen

هر یکشنبه، (همیشه) یکشنبه ها

jeden Sonntag

هر آن ممکن است بیاید

er kann jeden Augenblick kommen ugs.

هر بار، هر دفعه

jedes Mal

در هر حال

auf jeden Fall

هر وقت، در هر زمان

zu jeder Zeit

۲. دو روز به دو روز، هر دو روز یک بار؛ یک روز در میان

jeden zweiten Tag u. Ä.

Beispiele:

اتوبوس ده دقیقه به‌ ده دقیقه می رود

der Bus fährt jede zehn Minuten

۳. هر، هر گونه، هر نوع؛ [نیز:] هیچ، هیچ گونه، هیچ نوع

attr. (jeglich)

Beispiele:

من در این مورد هر (گونه) مسئولیتی را از خود سلب می کنم/ هیچ گونه مسئولیتی را به‌ گردن نمی گیرم

dafür lehne ich jede Verantwortung ab

با هر تغییری/ با هر گونه تغییر مخالف است

er ist gegen jede Änderung

بی هیچ دلیلی، بدون کوچکترین دلیل

ohne jeden Grund

بی هیچ تردیدی، بدون ذره‌ای تردید

ohne jeden Zweifel

۴. هر کدام، هر یک؛ هر کس، هر نفر

subst.

Beispiele:

به‌هر کدام/ به‌هر کس روزی نیم کیلو نان می‌دادند

jeder bekam täglich ein Pfund Brot

هر کدام از بچه‌ها، هر یک از کودکان

jedes der Kinder

با یک‌یکِ ما/ با تک‌تکِ ما/ با هر یک از ما دست‌ داد

er gab jedem von uns die Hand

هر کس برای خودش

jeder für sich

دانگی حساب می کنیم

jeder bezahlt für sich

او به هر نفر از آن ها پنج یورو داد

er gab jedem von ihnen fünf Euro

۵. هر کس، همه

subst.; jeder (jedermann)

Beispiele:

این کار را هر کس/ هر کسی بلد است، این کار را همه بلدند

das kann jeder

این اتفاق برای هر کسی ممکن است پیش بیاید

das kann jedem passieren

این را که هر کسی می داند

das weiß doch jeder

در اینجا همه همدیگر را می شناسند

hier kennt jeder jeden