insofern
Konjunktion۱. تا آنجا که، تا حدی که، در صورتی که
soweit
Beispiele:
تا آنجا که وقت کند
insofern es seine Zeit erlaubt
۲. تا جایی ... که، تا حدی ... که؛ از این لحاظ ... که، از این حیث ... که؛ تا آنجایی که ...، به درجه ای که ...
insofern ... als ...
Beispiele:
حق فقط تا جایی با اوست که
er hat nur insofern recht, als
این سفر از این لحاظ برای او مشکل ایجاد می کند که
diese Reise ist für ihn insofern problematisch, als