wort dictionary

imprägnieren

schwaches Verb

۱. ضد آب‌ کردن، (به وسیله ی مواد شیمیایی) غیر قابل نفوذ کردن (در مقابل آب)؛ [به‌ طور عام:] آغشته‌ کردن [به‌ چیزی]

[hat]