hinauskommen
starkes Verb۱. بیرون رفتن (از)؛ بیرون آمدن (از)؛ [نیز:] پا بیرون گذاشتن (از)
[ist]; + aus
Beispiele:Wendungen:
چطور می توانیم از این ساختمان بیرون برویم
wie kommen wir aus dem Gebäude hinaus?
شما زحمت نکشید [و همراهم بیرون نیایید]
Sie brauchen nicht mit hinauszukommen
امروز پایم را (از آپارتمان) بیرون نگذاشته ام
ich bin heute nicht (aus der Wohnung) hinausgekommen
برو بیرون!
mach, dass du hinauskommst!
۲. فرقی/ تفاوتی/ توفیری نکردن، نتیجه اش همان بودن
[ist]; ugs.; auf dasselbe hinauskommen usw.
Beispiele:
نتیجه همان است، فرقی نمی کند
das kommt auf dasselbe hinaus
۳. جلوتر رفتن از، فراتر رفتن از، بالاتر رفتن از، (از یک حد) تجاوز کردن
[ist]; fig.; hinauskommen über Akk.
Beispiele:
از چیزی فراتر رفتن، از یک چیز تجاوز کردن
über etwas hinauskommen