her
lokal۱. بهطرفِ اینجا، به اینجا
allg.
از راهِ دوری آمدن
von weit her kommen
از بالا؛ از سمتِ چپ
von oben/ links her
بیا اینجا!
komm her!
به این طرف و آن طرف
hin und her
۲. از کجا؟
wo ... her?
این را از کجا آوردهای؟
wo hast du das her?
شما کجایی هستید؟ اهلِ کجایید؟ مالِ کجایید؟ [عا]
wo sind Sie her?
۳. در دور و برِ من، در اطرافِ من
um mich her
۴. گذشته
چقدر (از آن زمان، از این موضوع) گذشتهاست؟
wie lange ist das/ es her?
الان دو سال است که، حالا دو سال از آن وقتی گذشتهاست که
es ist schon zwei Jahre her, dass
سه هفته (از آن وقت) گذشتهاست
es ist schon drei Wochen her u. Ä.
یک ماه پیش بود (یک ماهی از این جریان گذشته است)
das ist schon einen Monat
من او را از زمان قدیم تا حالا می شناسم
ich kenne ihn von früher her
۵. رد کن بیاید!، بده بیاید!، بده ببینم!
her damit! ugs.
پول را رد کن بیاید
her mit dem Geld! Geld her!
۶. از نظرِ/ از جنبۀ/ از لحاظِ فنی
vom Technischen her u. Ä.
از نظرِ محتوا
vom Inhalt her
از لحاظ رنگ
von der Farbe her
۷. در تعقیب کسی بودن
hinter jdm. her sein
پلیس در تعقیب مجرم است
die Polizei ist hinter dem Täter her
او دختربازی می کند، چشمش دنبال دخترهاست
er ist hinter den Mädchen her
۸. تا حالا
از زمان بچگی من (تا حالا)
von meiner Kindheit her