wort dictionary

grübeln

schwaches Verb

۱. فکرکردن (دربارۀ)، اندیشیدن (دربارۀ)، (مدام) توی فکرِ چیزی بودن، [نیز:] فکر و خیال کردن، به فکر فرو رفتن

+ über Akk.; [hat]