gezeichnet
Adjektiv۱. نقش و نگاردار، منقوش، نقشدار
(Gefieder, Fell usw.)
۲. [در سوادِ اسناد که فقط کپیِ امضای سندِ اصلی را دارد:] بهامضای، امضاء شده
unterschrieben
Beispiele:
امضاء: مولر
gezeichnet: Müller
۳. درای علائم
Beispiele:
نشانه های بیماری در چهره اش مشخص بود
er war von der Krankheit gezeichnet