wort dictionary

geliefert

Adjektiv

۱. کارم زار است/ ساخته‌است، پوستم کنده‌است

ich bin geliefert ugs.

Beispiele:

بیچاره (درمانده) بودن

geliefert sein

حالا دیگه پدرمان درآمده است (دخلمان آمده است)

jetzt sind wir geliefert

اگر او از موضوع باخبر شود کارم زار است

wenn er es erfährt, bin ich geliefert