fuchteln
intransitiv۱. چیزی را (در هوا) تکاندادن [دست؛ چوب؛ عصا و غیره بهنشانۀ تهدید، از روی ناراحتی و غیره]
(mit den Armen; mit dem Stock usw.)
۱. چیزی را (در هوا) تکاندادن [دست؛ چوب؛ عصا و غیره بهنشانۀ تهدید، از روی ناراحتی و غیره]
(mit den Armen; mit dem Stock usw.)