fruchten
intransitiv۱. ثمر/ حاصل/ نتیجه/ فایده داشتن، مثمرِثمربودن، دردی را دواکردن؛ اثرداشتن (بر کسی)، مؤثربودن (در کسی)
fig.; + bei; [hat]
۱. ثمر/ حاصل/ نتیجه/ فایده داشتن، مثمرِثمربودن، دردی را دواکردن؛ اثرداشتن (بر کسی)، مؤثربودن (در کسی)
fig.; + bei; [hat]