wort dictionary

fortlaufend

Adjektiv

۱. متوالی، مستمر، پی‌‌در‌پی؛ به‌طورِ متوالی/ مستمر؛ [نیز:] مسلسل؛ دنباله‌دار، سریال؛ پشت سر هم، به دنبال هم