fortgesetzt
Adjektiv۱. مداوم؛ متوالی، پیگیر؛ پیدرپی، مکرر، پیوسته
Bemühung usw.
۲. مدام، دائم، دم بهدم، لاینقطع؛ بهطورِ متوالی
adv. (fortgesetzt belästigen usw.)
۱. مداوم؛ متوالی، پیگیر؛ پیدرپی، مکرر، پیوسته
Bemühung usw.
۲. مدام، دائم، دم بهدم، لاینقطع؛ بهطورِ متوالی
adv. (fortgesetzt belästigen usw.)