fortbringen
transitiv۱. [بهجایی یا از جایی] بردن، دور بردن، منتقل کردن، انتقال دادن
tr. (wegbringen); [*][hat]
۲. (از جای خود) تکان/ حرکت دادن
tr. (von der Stelle bringen); [*][hat]
۳. بزرگ کردن، پرورش دادن، زنده نگهداشتن
tr. (Pflanze, Tier); [*][hat]
۴. شکم خود را سیر کردن، گذران/ زندگی کردن، خرجی خود را درآوردن، روز گذراندن
sich fortbringen; ugs. (leben)