flackern
intransitiv۱. شعلۀ چیزی تکانتکان خوردن، لرزیدن، پتپتکردن، با شعله ی لرزان سوختن (شمع)، خاموش و روشن شدن (لامپ مهتابی)
[hat]
۱. شعلۀ چیزی تکانتکان خوردن، لرزیدن، پتپتکردن، با شعله ی لرزان سوختن (شمع)، خاموش و روشن شدن (لامپ مهتابی)
[hat]