fern
Präposition۱. بهدور از
Dat.
Beispiele:
دور نگه داشتن؛ شرکت ندادن؛ محفوظ داشتن (از خطر)
fern halten
اجتناب کردن، کناره گرفتن، دوری جستن
sich fern halten
(از چیزی یا کسی) دور بودن، (با کسی یا چیزی) رابطه نداشتن، (نسبت به کسی) بیگانه بودن
fern stehen
از کسی یا چیزی دور بودن
jdm. oder einer Sache fern stehen