fauchen
intransitiv۱. فیف کردن [حیوان به نشانه ی تهدید، بیروندادن صدایی مانندِ صدای گربه بههنگامِ احساسِ خطر برای ترساندنِ حریفِ خود]، زوزه کشیدن، غریدن
[hat]
۱. فیف کردن [حیوان به نشانه ی تهدید، بیروندادن صدایی مانندِ صدای گربه بههنگامِ احساسِ خطر برای ترساندنِ حریفِ خود]، زوزه کشیدن، غریدن
[hat]