ermächtigt
Adjektiv۱. اختیارِ/ اجازۀ/ حقِ کاری را داشتن، مجاز بهکاری بودن، کاری در حدودِ اختیاراتِ/ صلاحیتِ کسی بودن، مختار، دارای اختیار
ermächtigt sein zu
۱. اختیارِ/ اجازۀ/ حقِ کاری را داشتن، مجاز بهکاری بودن، کاری در حدودِ اختیاراتِ/ صلاحیتِ کسی بودن، مختار، دارای اختیار
ermächtigt sein zu