erdrückend
Adjektiv۱. توانفرسا، توانکاه، خردکننده (فشار)، خفه کننده (فشار)؛ [مج:] کوبنده؛ مسلم، غیرِقابلِ انکار؛ قاطع؛ [نیز:] مقاومتناپذیر، عظیم
Beispiele:
دلایل قاطع و شکننده
erdrückende Beweise
۱. توانفرسا، توانکاه، خردکننده (فشار)، خفه کننده (فشار)؛ [مج:] کوبنده؛ مسلم، غیرِقابلِ انکار؛ قاطع؛ [نیز:] مقاومتناپذیر، عظیم
دلایل قاطع و شکننده
erdrückende Beweise