wort dictionary

erbosen

transitiv

۱. خشمگین/ در خشم/ برآشفته‌کردن، از کوره به‌درکردن، عصبانی‌کردن

tr.; [hat]

Beispiele:

خون کسی را به جوش آوردن؛ کسی را خشمگین کردن

jdn. erbosen

۲. خشمگین/ درخشم‌شدن (از)، برآشفتن(از)، برآشفته‌شدن (از)، عصبانی‌شدن (از)

sich erbosen (über Akk.)