entledigen
۱.
sich entledigen Gen.
۲. خود را از شرِ چیزی/ از دستِ کسی رهاکردن/ رهانیدن؛ خود را از قیدِ چیزی فارغ/ آزادکردن؛ خلاص کردن
(sich befreien von)
۳. چیزی را از تن بهدرآوردن، درآوردن (لباس)
(eines Kleidungsstücks)
Beispiele:
لباس های خود را درآوردن
sich der Kleider entledigen
۴. کاری را بهانجامرساندن/ انجامدادن
(eines Auftrags usw.)
Beispiele:
(تکلیفی) وظیفه ای را انجام دادن
sich einer Aufgabe entledigen