wort dictionary

einige

Adjektiv

۱.

Indefinitpron.; Pl.

۲. چند، سه چهار؛ تعدادی (از)؛ عده‌ای (از)؛ معدودی؛ بعضی (از)، برخی (از)، پاره‌ای (از)؛ ــ ی

attr.

Beispiele:

چند هفته پیش

vor einigen Wochen

چند مثال

einigee Beispiele

تعدادی از/ بعضی از قطارها تأخیر داشتند

einigee Züge hatten Verspätung

چند نفر از/ چند تن از/ عده‌ای از/ بعضی از دوستانم

einigee meiner Freunde

فقط معدودی اشتباه

nur einigee Fehler

به‌استثنای معدودی (از همکاران)

mit Ausnahme einigeer weniger (Kollegen)

فقط در قسمتهایی/ در بعضی از قسمتها

nur an einigeen Teilen

اطلاعاتی دربارۀ اوضاعِ ...

einigee Informationen zur Lage in ...

۳. عده‌ای، کسانی؛ بعضیها [عا]، تنی چند؛ معدودی

subst.

Beispiele:

عده‌ای مخالف بودند

einigee waren dagegen