einhauen
transitiv/intransitiv۱. (با ضربت) فرو کردن
[*][hat]
۲. حک کردن
[*][hat]
۳. (با ضربت) شکستن
[*][hat]
۴. (با ولع و زیاد) خوردن
[*][hat]
۱. (با ضربت) فرو کردن
[*][hat]
۲. حک کردن
[*][hat]
۳. (با ضربت) شکستن
[*][hat]
۴. (با ولع و زیاد) خوردن
[*][hat]