einfügen
schwaches Verb۱. گنجاندن (در)، اضافهکردن (به)، واردکردن (در)؛ جادادن (در)؛ کارگذاشتن (در)؛ جاسازیکردن (در)
tr.; + in Akk.; [*][hat]
مثال ها:
ماده ای به قانون اساسی اضافه کردن
einen Artikel in die Verfassung einfügen
۲. خود را وفق/ تطبیقدادن (با)، خود را سازگارکردن/ سازشدادن (با)؛ دمسازشدن (با)، جورشدن (با) [عا]
[*]; sich einfügen (in Akk.) (Person)
عبارات کاربردی:
همرنگ جماعت شدن
sich in die Gemeinschaft einfügen
۳. خوردن به، جوردرآمدن با [عا]، سازگاربودن با
sich einfügen in Akk. (Sache)